السيد الطباطبائي
14
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
در سير و سلوك و مجاهدات نفسانيّه و رياضيات شرعيّه تحت نظر و تعليم و تربيت آن استاد كامل بودهاند . مرحوم قاضى از بنى اعمام ايشان بودهاند ؛ و در نجف اشرف به تربيت شاگردان الهى و وارستگان و شوريدگان جمال الهى و مشتاقان لقاء و زيارت حضرت احديّت ، مشغول و در آن خطّه ، عالم وحيد و يگانه در اين فنّ بودهاند ؛ بهطورىكه ايشان نام استاد را فقط بر او مىبردند ؛ و هر وقت استاد بطور اطلاق مىگفتند مراد مرحوم قاضى است ؛ و گويا در مقابل مرحوم قاضى ؛ تمام اساتيد ديگر با وجود آن مقام و عظمت علمى كوچك جلوه مىكردند . ليكن در مجالس عمومى اگر مثلا سخن از اساتيد ايشان به ميان مىآمد ، از فرط احترام نام قاضى را نمىبردند و او را همرديف ساير اساتيد نمىشمردند ؛ همچنانكه در مقالهء مختصر و كوتاهى كه بقلم خود ايشان دربارهء زندگانى ايشان آمده و در مقدمهء مجموعه مقالات و رسائل ايشان بنام بررسىهاى اسلامىّ منتشر شده است نام از مرحوم قاضى در رديف اساتيد به چشم نمىخورد . كما آنكه از شبزندهداريهاى ايشان و عبادتها و بيتوتهها در مسجد سهله و كوفه به چشم نمىخورد ؛ و در آنجا مرقوم داشتهاند كه بسيار مىشد ( و به ويژه در بهار و تابستان ) كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه مىگذراندم . معلوم است كه اوّلا بيان عبادتها و مقدار شبزندهدارى بتهجّد و ذكر و فكر براى عامهء مردم بعنوان مقالهء عمومى چقدر سبك و فاقد ارزش است ؛ آن هم از مثل چنين استادى كه يكقدم به طرف شخصيّت طلبى نزديك نشد ؛ و ريشهء خودنمائى و انانيّت در وجودشان بكلّى محترق گشته بود . و ثانيا جائى كه استاد يكى از شرائط حتميّه پيمودن راه خدا را كتمان سرّ مىشمردند كجا احتمال آن مىرود كه عبادات مستحبّهء خود را كه سرّى بين خود و بين ذات حىّ قيّوم است افشا نموده و در دسترس انظار عمومى بگذارند ؛ پس همانطوركه معلوم است در اين عبارت ايشان فريضهء صبح مستثنى است ساير عبادات مستحبّه و لازمه نيز در استثناء مقدّر مندرج است . و ليكن در جائى كه محلّ مناسب ذكر آن بزرگوار بود از ذكر آن دريغ نداشتند و با تجليل و تكريمى خاصّ بيان مىنمودند ؛ از جمله در تصديرى كه بر تذييلات مرقومه بر